شناخت احساسات

از احساست به من بگو

بسیاری از مردم احساسات خود را نمی‌شناسند، از اهمیت آن غافل هستند. گاهی احساس خود را انکار وگاهی سرکوب می‌کنند. در واقع نمی‌دانند با این احساسات چگونه رفتار کنند. حال آن که احساسات ما نقش بسزایی دربقا، رشد، روابط اجتماعی، تصمیمات و عکس‌العمل‌های ما دارند.
احساس انسان فارغ از خوب یا بد بودن، یک نقشه¬ی راه است که به او می‌گویید چگونه شرایط پیرامون خود را به نفع حال خود درآورد. بنابراین شناخت و بیان احساسات، ما را در برقراری ارتباطی سالم با خودمان و دیگران یاری می‌کند. کودکان هم از این قضیه مستثنا نیستند. یعنی کودک برای داشتن روابط اجتماعی خوب، خودآگاهی، توانایی کنترل خشم و اضطراب، کنترل هیجانات، تقویت هوش هیجانی و…نیازمند کسب مهارت است. طبیعتاً این مهارت نیازبه آموزش دارد.
برای آموزش احساسات به کودک کافی است درباره‌ی این احساسات با او صحبت کنیم. او را در قالب بازی و داستان به چالش بکشیم و از او بخواهیم احساسات شخصیت داستان را حدس بزند، از حالت چهره برای بیان احساس خود استفاده کنیم، هر روز احوال کودک خود را جویا شویم و از او بخواهیم علت حال خود را با کلمات توصیف کند.همچنین استفاده کردن از کارت‌ها و کتاب‌ها می‌تواند به والدین در این زمینه کمک کند.

شناخت احساسات

از احساست به من بگو!
شناخت احساسات و بیان درست آنها توسط کودک یک مهارت کلیدی است که باید کودک در هفت سال اول زندگی خود بیاموزد.
هر چه کودک این مهارت را بهتر بیاموزد در ادامه مسیر زندگی‌اش  بهتر می‌تواند احساسات خود را مدیریت کند و دلیل حال خوب و بد خود را بداند.
شناخت احساسات به این معنا است که کودک بداند چه احساسی را چرا و چگونه دارد تجربه می‌کند.
در مرحله اول این شناخت می‌تواند ناظر به دیگران باشد و با دیدن چهره‌های مختلف از احساسات آنها صحبت کند. در مرحله‌ی بعد اما باید بتواند احساسات خود را بشناسد و آن را برای والدین خود بیان کند.
کودکانی که از این توانایی بی‌بهره‌اند معمولا بیشتر گریه می‌کنند و بهانه‌گیر می‌شوند.
چرا که نمی‌توانند از احوالات خود و نیازهای خود صحبت کنند.
برای آموزش این مهارت میتوان از کارت‌های احساسات و یا انواع کتاب‌های این حوزه بهره گرفت.

قوه خیال

یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که افراد باید داشته باشند، توانایی حل مسئله است. مهم نیست در چه زمینه‌ای هستند، برای ارائه راه حل‌های نوآورانه برای مشکلات و ایده هایی که نتیجه می گیرد و دنیا را تغییر می‌دهد، مردم باید تخیل خوبی داشته باشند. آنها باید بتوانند با ترکیب ایده ها، تفکر متفاوت، طوفان فکری، فکر کردن در مورد خطرات و پیامدهای بالقوه و غیره توانایی خلق کردن داشته باشند.
ما نه تنها می‌خواهیم فرزندانمان در هنگام ورود به نیروی کار این مهارت را داشته باشند، بلکه قبل از این نیز می‌خواهیم. وقتی کودکان تخیل خوبی داشته باشند، بهتر می توانند تفکر انتقادی، تصمیم گیری، تجسم، همدلی و درک را نشان دهند.

 

فواید قوه خیال


چشم‌هایش را می‌بندد و فکر می‌کند هواپیماست، دستانش را باز می‌کند و بال‌های هواپیما را تکان می‌دهد، ناگهان طوفان می‌شود و هوا مناسب پرواز نیست. پس باید به برج مراقبت اعلام کند که برمی‌گردیم!
در حین برگشت مجبور می‌شود از طوفان‌های سخت عبور کند و از روی مبل‌ها یکی در میان بپرد.
کودک با قوه خیال خود زندگی می‌کند و توانایی غلبه برترس‌هایش را پیدا می‌کند، به عبارتی چون ذهن کودک محدودیت پذیر نیست، با قوه خیالش است که همه چیز را می‌سنجد.
این قوه به کودک کمک می‌کند خلاقیتش رشد کرده و بتواند در آینده نیز فردی خلاق باشد. افراد خلاق مهارتهای حل مسئلهی خوبی دارند و تمایل دارند بیشتر مستقل باشند و به تنهایی از پس حل مسائلشان برمی‌آیند.
بال‌های خیال کودک را تا زیر هفت سال نباید بست و محدود کرد بلکه باید اجازه داد کودک در این سرزمین زندگی کند، او با بزرگ شدن و نزدیک شدن به هفت سال دوم زندگی و ورود به مدرسه با مفاهیم جدی‌تر و دنیای با محدودیت آشنا خواهدشد و این محدودیت‌ها کم‌کم او را از خیال‌پردازی‌های افراطی دور می‌کند.

تقویت قوه خیال

دوست خیالی خوبه یا بد؟
دوست خیالی بچه‌ها چیه؟
حتما تا الان پیش اومده که با مفهوم دوست خیالی مواجه بشید، یا از بچه‌های خودتان یا از بچه‌هایی که اطرافتان هستند، این کلمه را شنیده باشید. برخی از والدین با شنیدن این کلمه از بچه‌هایشان نگران می‌شوند، برخی هم بی‌توجه از آن می‌گذرند. اما باید نگران بود یا نه؟
دوست خیالی برای کودکان بالای سه سال یک موضوع رایج است. این مسئله نگران کننده نیست و حتی در سیر رشد طبیعی کودکان اتفاق میافتد. چیزی که در این میان مهم است نحوه مواجهه با این موضوع است.
قوه خیال یکی از قوایی است که در دوره‌ی کودکی شکل گرفته و به کودک برای درک دنیای اطرافش کمک می‌کند، کودک با قوه‌ی خیال می‌تواند بازیهای زیادی بسازد، مبل را کشتی تصور کند و آن را درون دریای مواجی بیندازد.
کودک با دوست خیالی خود بازی می‌کند، شعر می‌خواند، سفر می‌رود و حتی جایی برای او کنار خود متصور است، آنقدر این تصور قوی است که ممکن است شما گاهی با تذکر کودکان مواجه بشوید که می‌گوید: مامان پات رو گذاشتی روی دوست من!، بابا اینجا نشین اینجا جای دوست منه…
پس نگران نباشید دوست خیالی در یک برهه زمانی وارد زندگی کودکان می‌شود و در یک زمانی از زندگی او خارج می‌شود.
اگر بخواهیم یک مفهوم را در ارتباط مستقیم با قوه خیال تعریف کنیم آن مفهوم خلاقیت است، پس مراقب باشید با افراط و تفریط خلاقیت کودک را دچار اخلال نکنید.

معرفی بازی بیزی برد

بیزی برد از گروه‌ بازی‌های برد است. این نوع بازی‌ها در ردیف اول به عنوان بازی‌های ظریف شناخته می‌شوند؛ یعنی بازی‌هایی که نیازمند دقت و توجه بیشتری نسبت به بازی‌های معمولی نظیر بازی با توپ هستند. اما در اصل جزء بازی‌های تعاملی نیز به شمار می‌آیند. بازی‌های تعاملی بازی‌هایی هستند که در آن حداقل دو نفر قرار است به صورت هدف‌مند با هم فعالیتی که موجب لذتشان می شود را انجام دهند. ایده اولیه‌ی این محصول بیشتر در کشور روسیه و شرق اروپا مطرح شد. اما بعدها این نوع بازی‌ها به دلیل جذابیت و کارکردهای مختلف‌شان در سراسر اروپا و آمریکا گسترش یافتند. گروه بومزی تقریباً برای اولین بار است که دست به طراحی فرهنگی، علمی و کاربردی بیزی برد در ایران زده است. این نوع محصول در ایران شامل 15 برد است که همه محصولات در نهایت به انتخاب خریداران آن در قالب 5 برد که منجر به ساخته شدن یک مکعب سه بعدی می‌شود به فروش می‌رسند. به صورت کلی هر برد داستانی تخصصی با معیارهای روان‌شناختی دارد؛ به طوری که در عین ساختار و هدف‌مندی مشخص، دارای جنبه‌هایی هستند که مادر و کودک باید در مورد داستان‌های هر برد با هم گفتگو و حل مسئله کنند. تعامل والد یا مراقب با کودک، دست‌ورزی و تقویت مهارت‌های ظریف، تقویت مهارت‌های زبان‌شناختی، حل مسئله، تفکر خلاق، تفکر انتزاعی، افزایش عزت نفس، درک دیدگاه‌های دیگران و نهایتاً سرگرمی شخصی و یادگیری مهارت‌های استفاده از وسائلی که در زندگی روزمره (مثل، باز و بسته کردن قفل، کلید، زیپ و گره) با آن‌ها مواجه هستند از اهداف اصلی گروه بومزی در طراحی بیزی برد است. به صورت کلی در بازی بیزی برد کودک یاد می‌گیرد:

که چگونه و به چه مقدار از فضاها را درک کند و از آن‌ها استفاده نماید. یکی از المان‌های به کار رفته در بردها جئوبرد می‌باشد. جئوبرد نوعی بازی است که در آن بچه‌ها با هندسه، درست کردن اشکالی هندسی و درک فضایی مربوط به آن آشنا می‌شوند. برای این کار نیاز است که آن‌ها با فضا و درک محدودیت‌های آن برای اتصال نخ ها به جئوبردها آشنا شوند تا نهایتاً بتوانند شکل‌های هیجان‌انگیزی را خلق کنند. چه چیزهایی در برد وجود دارد، چه مقوله‌ها یا ابزارهای برد ثابت‌اند و کدام را می‌توان تغییر داد یا جا‌به‌جا نمود. برای مثال در همه بردها یک سری از اشکال ثابت وجود دارند؛ مثل درخت و خورشید یا حشرات یا چارچوب پنجره و… . بر روی این اشکال قرار است حرکات و تغییراتی اعمال شوند. اگر شماره ساعت‌ها در جای خوشان قرار نگیرند چه اتفاقی می افتد؟ هم‌چنین سادگی در عین اصالت به کار برده شده در بردها به کودکان کمک می‌کند که بتوانند از ابزارهای ساده و روزمره‌ای که با آن‌ها شب و روز برخورد می‌کنند، بهتر استفاده کنند، مثل: باز و بسته کردن قفل، کلید، زیپ و گره. چگونه می‌توان از داستان هر برد و نهایتاً مکعب جذاب سردرآورد در حقیقت چگونه می‌توان داستان‌سرایی کرد. هر برد داستان خاص خودش را دارد؛ داستان حلزونی که به دنبال غذای خوشمزه‌ای است اما ممکن است با مشکلاتی برای پیدا کردن آن مواجه شود یا داستان صفحه چرتکه و ساعت شنی که قرار است بچه‌ها را به فکر فرو ببرد که چرا فعالیت‌های آنان زمان‌ خواهد برد و آن‌ها باید براساس ساعت کارهایشان را برنامه‌ریزی می‌کنند. چگونه می‌توان المان‌ها را فهمید و آن‌ها را تعریف کرد، هر کدام از آن‌ها ممکن است چه معنایی داشته باشند؟. مجموع المان‌ها ما را با محتوای کلی بردها آشنا می‌سازد. آن‌ها هر کدام ذهن کودک و مادر را درگیر می‌کنند. در ادامه از المان‌ها و تقسیم بندی آن‌ها در بردها بیشترخواهیم گفت. بسیاری از والدین از نبود فرصت‌های تنهایی برای خود شکایت می‌کنند؛ بیزی برد در عین توجه به تعامل بین مادر و کودک در عین حال بر خود سرگرم کردن کودکان نیز توجه کرده است. به این صورت که به دلیل وجود جذابیت دیداری و محتوایی در بازی‌های برد، کودکان می‌توانند ساعت‌های زیادی خودشان را با ابزارها و المان‌های بیزی برد درگیر کنند. این درگیری ذهنی و خودمشغولی نه تنها مضر نیستند بلکه در مواقع مناسب باعث افزایش خلاقیت کودک، تمرکز و آرامش ذهنی کودک نیز می‌شود. به متنی آزمایشی و بی‌معنی در صنعت چاپ، صفحه‌آرایی و طراحی گرافیک گفته می‌شود. طراح گرافیک از این متن به عنوان عنصری از ترکیب بندی برای پر کردن صفحه و ارایه اولیه شکل ظاهری و کلی طرح سفارش گرفته شده استفاده می نماید، تا از نظر گرافیکی نشانگر چگونگی نوع و اندازه فونت و ظاهر متن باشد. معمولا طراحان گرافیک برای صفحه‌آرایی، نخست از متن‌های آزمایشی و بی‌معنی استفاده می‌کنند تا صرفا به مشتری یا صاحب کار خود نشان دهند که صفحه طراحی یا صفحه بندی شده بعد از اینکه متن در آن قرار گیرد چگونه به نظر می‌رسد و قلم‌ها و اندازه‌بندی‌ها چگونه در نظر گرفته شده‌است. از آنجایی که طراحان عموما نویسنده متن نیستند و وظیفه رعایت حق تکثیر متون را ندارند و در همان حال کار آنها به نوعی وابسته به متن می‌باشد آنها با استفاده از محتویات ساختگی، صفحه گرافیکی خود را صفحه‌آرایی می‌کنند تا مرحله طراحی و صفحه‌بندی را به پایان برند.

از بازی چه می‌دانیم؟ فلسفه بازی از دریچه‌ی علم عصب روان‌شناسی بالینی و هیجانی

عمدتاً بازی را براساس نیازهای کودکان و دغدغه‌های شخصی آن‌ها بررسی کرده‌اند. این در حالی است که براساس نظریه‌های عصب‌روان‌شناسی بالینی و هیجانی بازی جزء نیازهای اصلی انسان شناخته شده اند. لذت ناشی از بازی به عنوان هفتمین هیجان اصلی در کنار نظام‌های هیجانی دیگر نظیر: خشم، شادی، غم، ترس، لذت جنسی و مراقبت و امنیت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ به طوری که از آن به عنوان نظام بازی یاد می شود. نتاج تحقیقات نشان می‌دهند که نظام بازی تاثیر عمیقی بر ساختارهای قشر مغزمی گذارد- فعالیت‌های قشر مغز به صورت کلی در زمینه های مختلفی چون فرایند یادگیری زبان، کارکردهای حرکتی، شکل‌دهی به تفاوت‌های فردی و هوش، برنامه‌ریزی، احساس و ادراک محیط بیرونی است- این نتایج نشان می‌دهند که بازی کردن نه تنها نیاز طبیعی و بهنجار کودکان است بلکه بسیاری از ساختارهای نورونی و عصب شناختی آتی او در بزرگسالی را شکل می‌دهد. به این شکل دهی خاصیت نوروپلاستیسیتی مغز گفته می‌شود. به بیان عصب‌روان‌شناسان کاربردی، مغز می تواند ساختارهای عصبی خود در طول زندگی را تغییر و توسعه ببخشد. به عبارت دیگر بازی توانایی ارتباط‌های عصبی مغز را افزایش می‌دهد. یکی از دلایل اصلی این تغییرات این است که بازی عمدتاً در یک گروه اجتماعی رخ می‌دهد. اگر ما سیستم‌های عصبی دو فرد را در نظر بگیریم این دو از طریق بازی با هم ارتباط برقرار می‌کنند. به عنوان مثال فرایند تعاملی که از طریق زبان در بازی شکل ‌می گیرد قسمت‌هایی از ناحیه بروکا و ورنیکه- نواحی از مغز که مسئولیت‌های فهم و توانایی‌های سخن گفتن را برعهده دارند- را درگیر می‌کند.

بازی میزان ترشح نظام دوپامینرژیک را افزایش می‌دهد، این نظام که ارتباط مستقیمی با هیجان لذت دارد تامین کننده چرخه‌ی اساسی شادی و سرحالی کودکان است. نکته قابل توجه این است که انواع بازی‌ها توانایی ما را برای تعامل اجتماعی گسترده افزایش می‌دهند. به این صورت که با افزایش ترشح سطوح مختلف دوپامین در مغز، فعالیت‌های اجتماعی از جمله بازی افزایش می‌یابند. این نشان‌دهنده‌ی همبستگی بالای مغز و بازی در فرایند ارتباط اجتماعی است. با توجه به رویکرد یک‌پارچگی مغز انسان، بازی امکان رویارویی با محیط بیرونی را از طریق تجارب هیجانی تقویت می‌کند. این‌جاست که ما خواهیم فهمید چرا بازی‌هایی از قبیل بازی بیزی بورد به مادر و کودک در ارتباط اثربخش‌تر کمک می‌کند. طبق نظریه‌‌های روان‌پویشی کودک در سال‌های ابتدایی، وابستگی‌های لمسی و بصری به مادر خواهد داشت، به عبارت دیگر برای یک کودک مادر منبع لذت خواهد بود. لذا او تنها تامین‌کننده نیازهای کودک است. نیازهایی که برپایه دیدن و لمس کردن شکل گرفته‌اند. به بیان بالبی نیاز کودک از سن تولد تا یک سالگی هم شامل تعاملات عاطفی مثل نوازش و بوسه و هم تامین غذا می‌شوند. به بیان هارلو کودکان نیازمند مراقبی پاسخگو و امن هستند؛ این مهم تحول بهنجارتر آن‌ها را در آینده ممکن می‌سازد. این دو نیاز برای یک کودک نیازی اساسی است. چراکه سازگاری وی با محیط اجتماعیش را ممکن می‌سازد. اما بهتر است سوالی بپرسیم، این ویژگی مهم یعنی تعامل بین مادر و کودک در ارتباط با والدین دقیقاً بیانگر چیست؟ پاسخ به این سوال را بایستی در بازی بیزی بورد جستجو کنیم؛ هدفی که بازی‌های بورد دنبال می‌کنند در درجه اول ایجاد حس امنیت رابطه‌ای بین دو فرد (طبق دغدغه این گروه به صورت خاص والد و کودک) است. به این معنی که در این بازی‌ها قرار است بر طبق یک الگوی از پیش تعیین شده و یک سری المان‌ها و تصاویر یک کودک و مادر (یا مراقب) او در کنار هم قرار بگیرند ودر نهایت با یک شیوه‌ی تعاملی به هدف بازی دست می‌یابند. ضرورتاً نتیجه هدفمند نیست، این انتخاب آن‌هاست که معنادارترین حالت را در تصمیماتشان اتخاذ کنند. در حقیقت رفتار بین والد و کودک مورد نظر خواهد بود. اینکه در این فرایند مادر چقدر به هیجان‌های کودک، به سوال‌ها و چالش‌های او اهمیت داده، به حرکات او توجه نموده و چقدر به کودک خود اجازه حرکت آزادانه می‌دهد، اهمیت دارد. در درجه دوم کودکان یاد می‌گیرند در مواقعی که تنها هستند خودشان را با توجه به وسائلی که در دست دارند، سرگرم کنند؛ به عبارت دیگر آن‌ها علاوه بر تعامل دوطرفه، بعضی اوقات نیز به رشد و تمرکز خویش نیز کمک می‌کنند.